سلام بچه ها!!!
شاید این دیگه آپ آخرم باشه از همتون تشکر میکنم بابت این همه
لطفی که به من داشتین.
خیلی دلم براتون تنگ میشه هم برای شما هم این وبلاگم که خیلی
دوستش داشتم این وبلاگ حکم یه اتاق و برام داشت که اسمشو گذاشته
بودم اتاق تنهائی هایم.
هروقت دلم میگرفت میومدم اینجا من میرم شماهم برام دعا کنین.
اگه تونستم عشقمو راضی کنم و بتونم نظرشو عوض کنم حتما دوباره
برمیگردم.
به خدا میسپرمتون.

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 14:53  توسط نگین
|
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 22:12  توسط نگین
|
كاش قلبم درد پنهاني نداشت
چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش مي شد دفتر تقدير عشق
حرفي از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمود و قرباني نداشت!
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 15:13  توسط نگین
|
اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 15:41  توسط نگین
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 15:25  توسط نگین
|
كاش در كنارم بودي, كاش مي توانستم تو را در آغوش بگيرم ونوازش
كنم... كاش مي توانستم دستانت را بگيرم و با تو به اوج خوشبختي بروم...كاش مي توانستم بوسه اي بر گونه مهربانت بزنم...اي كاش, كاش, كاش...دلم بدجوري هواي تو را كرده عزيزم...اي بهترينم...باورم نمي شود فاصله ها اينچين بين ما غوغا بپا مي كنندودرياي غم ودلتنگي در قلبم طوفان بپا كندوامواج تنهايي مثل خنجر در قلبم بنشيند...واي كاش در كنارم بودي...كاش بودي ودلم را از اميد وآرزوهاي انباشته خالي مي كردي...باورم نمي شود,سخت است باور كردنش...!
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:12  توسط نگین
|
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن
ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب
هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس که دوسش داری!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:57  توسط نگین
|
يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر ميارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش
نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از
اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد....
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:46  توسط نگین
|
امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن
نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت
دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي
كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم...!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:10  توسط نگین
|
نظر دبيران در مورد عشق: دبير ديني:عشق يك موهبت الهي است. دبير ورزش:عشق تنها توپي
است كه اوت نمي شود. دبير شيمي:عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند. دبير
اقتصاد:عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود. دبير ادبيات:عشق بايد مانند عشق
ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد. دبير جغرافي:عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه
بر قلب مي نشيند. دبير زيست:عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد ميشود!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:2  توسط نگین
|